![]() |
![]() |
|
| مبارزه تا سوسیالیسم |
|
سازمان چریک های آزادی بخش خلق ایران با حفظ مواضع٬
حمایت کامل خود را از دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران اعلام می دارد!
مرگ بر جمهوری اسلامی درود بر دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران درود بر چریک های آزادی بخش خلق ایران
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/01/13ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
آژانس ایران خبر
اهالي روستاي جوزجان داراب در استان فارس، دراعتراض به كمبود آب آشاميدني جاده شيراز -بندرعباس را بستند. روز يكشنبه , بيش از 1000 تن از اهالي روستاي جوزجان شهرستان داراب در استان فارس در اعتراض به كمبود آب جاده اصلي شيراز - بندرعباس را در محل اين روستا بستند . آنها خواستار رفع مشكل آب آشاميدني خود شدند . تجمع كنندگان معترض ميگفتند ما آب آشاميدني نداريم ومسئولان نيز در اين خصوص هيچ گونه اقدامي انجام نداده اند ,آنها شعار ميدادند ” ما آب ميخواهيم” . در اين هنگام نيروي انتظامي وارد صحنه شد و به سوي مردمي كه درخواستي جز آب آشاميدني نداشتند گاز اشك آور پرتاب كرد و با تيراندازي سعي در متفرق كردن آنها داشت. تجمع كنندگان متعاقبا به سمت نيروي انتظامي سنگ و چوب پرتاب كردند . يكي از تجمع كنندگان به خبرنگار ما گفت چاه تامين كننده آب آشاميدني در روستاي جوزجان خشك شده است و نياز به احداث چاه جديد وجود دارد اما هيچ اقدامي دولت انجام نميدهد , حتي كمترين كار كه رساندن آب با تانكرميباشد را نيز انجام نميدهند . داراب در 250 كيلومتري جنوب شرقي شيراز واقع شده است و روستاي جوزجان حدود پنج كيلومتري غرب داراب واقع شده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/12ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/12ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
فعالين حقوق بشر و دموکراسی: بنابه گزارشات رسيده آقای سيد ظهور نبوی چاشمی 48 ساله متاهل و دارای يک فرزند از مقاله نويسان مجله سرزمين آريائی روز شنبه 10 فروردين1386 دستگير و به زندان اوين منتقل گرديد. مجله سرزمين آريائی مجله ای سراسری بود که از وزارت ارشاد مجوزداشت و دفتر مرکزی آن در تهران قرار داشت پس از آنکه 3 شماره آن منتشر گرديد، شماره چهارم آن در سال 1384 توقيف شد. آقای نبوی در تاريخ 5 اسفند 1384 در سمنان محل سکونت خود دستگير شد و همزمان تعدادی از دست اندرکاران اين مجله در تهران دستگير شدند و به بند 209 اوين انتقال يافتند. آنها به مدت 14 روز در سلول های انفرادی بند 209 اوين تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجويان وزارت اطلاعات قرار داشتند. سپس به قيد وثيقه آزاد شدند. آقای نبوی در اولين دادگاه که از حق دفاع، از خود محروم بود و همچنين از امکانات حقوقی محروم بود. اين دادگاه، ايشان را بدليل نوشتن مقاله در اين مجله ( به اتهام تبليغ عليه نظام) او را به 5 سال زندان محکوم کرد. در دادگاه تجيد نظر که در شعبه 31 دادگاه انقلاب شهر ری توسط فردی بنام موعظی قاضی پرونده به 4 سال زندان محکوم کرد .
دادگاه انقلاب شهر ری در 19 اسفند بستگان ايشان که سند منزل را بعنوان وثيقه قرار داده بود تحت فشار قرار ميدهد، که آقای نبوی را 10 فروردين به شعبه 31 معرفی کنند در غير اينصورت سند آنها ضبط خواهد شد اين در صورتی بود که به آقای نبوی هيچگونه ابلاغيه اعلام نشده بود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/12ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
دسترنج:جمعی از کارگران شرکت صنعتی دريايی ايران (صدرا) در بوشهر امروز اعلام کردند که از کار اخراج شدهاند و بايد بر سرکار خود بازگردند.
اين افراد که روز شنبه در برابر استانداری بوشهر تجمع کرده بودند، اين خواسته را بيان کردند. آنان گفتند: علت اصلی اخراج از اين شرکت بکارگيری پيمانکار و نيروهای غيربومی درپروژههاست و به رغم اينکه پنج روز از اعتراض ما ميگذرد، مسوولان هيچ اقدامی برای حل مشکل انجام ندادهاند. ايرنا گزارش داده است که يکی از تجمعکنندگان که نام خود را ذکر نکرد گفت: شرکت صدرا در ۲۸ اسفند سال گذشته با ۴۰۰ کارگر بومی اين شرکت تسويه حساب و ما را بيکار کرد. وی افزود: هماکنون تنها بهانه مسوولان اين شرکت برای اخراج کارگران بومی فقدان کار و سفارش کار است اين درحالی است شرکت صدرا اخيرا سفارش ساخت ۱۰ کشتی را از کشور آلمان گرفته است. وی با اشاره به اينکه مسوولان از واژه خصوصيسازی دولت سوءاستفاده کردهاند افزود: شرکت صدرا پذيرای سيل عظيم پيمانکاران و نيروهای غير بومی از شمال و جنوب کشور است. يکی ديگر از تجمعکنندگان گفت: چرا بايد کارگری که تا بازنشستگياش فقط چهار ماه باقی نمانده، از کار اخراج شود و به دنبال بيمه بيکاری باشد. محمد اکبری اضافهکرد: بيمه بيکاری نيز پاسخگوی زندگی ما نيست. وی بيان کرد: از بدو اخراج کارگران بومی شرکت صدرا در بوشهر به بهانه پايان کار و نبود کار، اين شرکت با پيمانکاری از بندرعباس قرارداد بسته واين پيمانکار نيز باآوردن ۲۵۰ نيرو از اين شهر،زمينهاشتغال استان بوشهر را بر نيروهای بومی بسته است. وی افزود: اخراج کارگران بومی شرکت صدرا دربوشهر درحالی است که اين شرکت بطور مکرر به منظور ايجاد اشتغال جديد وحفظ اشتغال قبل از بانکهای عامل استان بوشهر تسهيلات دريافت ميکند. شماری ديگراز اين کارگران، اظهارداشتند: بهرغم اينکه شرکت صدرا تاکنون چندين بار به اخراج نيروی خود اقدام کرده، مسوولان مربوط هيچ برخوردی با اين شرکت نداشتهاند. آنان بيان کردند: استاندار بوشهر در تجمع هفته گذشته کارگران اخراجی شرکت صدرا قول دارد در زمينه حل اين مشکل کمک کند اما تاکنون هيچ گرهای از مشکل ما باز نشده است. اين کارگران افزودند: درصورت حل نشدن اين مشکل در روزهای آينده راه ورودی به جزيره صدرا را که تاسيسات اين شرگت در آنجا مستقر است خواهند بست و از ورود کارگران غير بومی به اين جزيره جلوگيری خواهند کرد. اين عده اضافه کردند:کارگران اخراجی شرکت صدرا بين هفت تا ۲۰ سال سابقه کار دارند. رييس سازمان کار واموراجتماعی استان بوشهر در تجمع هفته گذشته کارگران اخراجی از شرکت صدرا در بوشهر گفته بود: در روز پايان سال گذشته مسوولان اين شرکت بدون هماهنگی بااين اداره اقدام به اخراج کارگران قراردادی خود کردهاند. حسين باشی زادگان افزود: در آمار اعلام شده ۳۸۴ کارگر اخراج شدهاند اما نفرات اخراجی احتمالا بيش از اين شمار باشد. وی گفت: ادعای مسوولان شرکت صدرا مبنی بر اخراج کارگران خود پايان پروژه است. باشی زادگان اظهار داشت: برای بررسی صحت اين ادعا نشستی با مسوولان شرکت يادشده برگزار خواهد شد. وی با بيان اينکه مشکل بيکاری و تبعات آن بر زندگی کارگران اخراجی باعث نگرانی آنان شده است، يادآور شد: برای دفاع از حقوق کارگران اخراجی اين موضوع به طور ويژه رسيدگی خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/11ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
کميته دفاع از محمود صالحی: طبق گزارش رسيده، روز شنبه ۱۰ فروردين ماه ۱۳۸۷ محمود صالحی را به دادگاه انتقال دادند و وی آخرين دفاعيات خود را در دادگاه پيش قاضی پرونده عنوان کرد.
لازم به ذکر است که پرونده محمود صالحی به دادستاني، جهت اجرای حکم ارجاع داده شده است. محمود صالحی در حاليکه هنوز در اعتصاب غذا به سر ميبرد، از لحاظ جسمانی کاملا لاغر شده اما همچنان از لحاظ روحی مصمم و استوار است. وی پس از دادگاهي، دوباره به زندان مرکزی شهر سنندج انتقال داده شد. قابل ذکر است که خانواده محمود صالحی موفق شدند که وی را ملاقات کرده و پيام دوستان و فعالين کارگری مبنی بر پايان دادن به اعتصاب غذا را به او برسانند. محمود صالحی به پاس زحمات همه کسانی که برای نجات جان وی تلاش کردهاند موافقت کرده است که به اعتصاب غذای کامل خود پايان دهد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/01/11ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر:احمد دانش پذير، فعال و نظريه پرداز مسائل سياسی که بهمن ماه در منزلش در تهران بازداشت شده بود، همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوين نگهداری می شود.
به گفته خانواده اين فعال سياسي، وی از زمان بازداشت تاکنون هيچ گونه ملاقاتی نداشته است و نسبت به شرايط سلامتی او اطلاعی در دست نيست. لازم به ذکر است، ماموران امنيتی روز ۲۳ بهمن، با حضور در منزل احمد دانش پذير، علاوه بر بازداشت وی اقدام به ضبط لوازم شخصی او از قبيل کتاب ها، دست نوشته ها و کامپيوتر او نمودند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/09ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
The Industrial Workers of the World/IWW
٢٥ مارس ٢٠٠٨ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/09ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران: بنابه گزارشات رسيده در طی هفته های اخير فشار بر خانواده های زندانيان سياسی قتل عام شده در سال 1367 شدت يافته است.آنها خودسرانه دستگير و زندانی می شوند و يا اينکه به دادگاه فرا خوانده می شوند و مورد محاکمه قرار می گيرند و يا تهديد به اخراج از محل کار خود می شوند. همچنين آقايان علی صارمي، محمد علی منصوری و ناصر سوداگری همچنان در زندان بسر می برند و از آزادی آنها خوداری می کنند.
آقای علی صارمی که 11 شهريور 1386 پس از شرکت در مراسم نوزدهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسی 1367 با يورش مامورين وزارت اطلاعات در منزل دستگير و به بند مخوف 209 اوين منتقل گرديد. او بيش از 4 ماه در سلولهای انفرادی و نزديک به 7 ماه که در شکنجه گاه 209 اوين بسر می برد، و در طی اين مدت دائم مورد بازجوئی و در حين بازجوئی تحت شکنجه های وحشيانه قرار داشت . آقای صارمی بيش از 1 هفته است که در قرنطينه زندان اوين بسر می برد،او از نارسائی شديد در غده تيروئيد رنج می برد و می بايست روزانه داروهای خود را مصرف نمايد. بازجويان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن او تا به حال 2 بار داروهای او را قطع نمودند بار اول هنگام انتقال به بند 209 و در حال حاضر که در قرنطينه بسر می برد از روز گذشته به دليل قطع دارو هايش بيش از يک هفته وضعيت جسمی او رو به وخامت گراييده و به سختی قادر به تکلم است. تلاشهای خانواده او برای انتقال به مراکز درمانی تا به حال بی نتيجه بوده زارت اطلاعات از انتقال او به مراکز درمانی ممانعت می کند. خانم مهين صارمی همسر آقای صارمی هفته گذشته به اجرای احکام دادگاه انقلاب شهر ری برای آزاد کردن سند منزلشان مراجعه کرد ند او به دستور فردی بنام معصوميان قاضی اين دادگاه بازداشت شد و قصد انتقال او را به زندان اوين داشت ولی با اخاذی از اين خانواده ايشان را پس از ساعتها بازداشت آزادکرد. خانم صارمی قبل از اين به دليل پيگيری حقوقی همسرشان بدستور راسخ دستگير و چندين هفته در سلولهای انفرادی بند 209 بازداشت شده بود. آقای محمد علی منصوری نزديک به 7 ماه در بند مخوف 209 اوين بود که بيش از 4 ماه آن را در سلول انفرادی و تحت شکنجه قرار داشت او اخيرا به بند عمومی منفقل شده .آقای منصوری چند هفته پيش به دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی بنام مقيسه معروف به ناصريان از دست اندکاران اصلی قتل عام زندانيان سياسی 1367 می باشد و اخيران به عنوان قاضي، زندانيان سياسی را مورد محاکمه قرار ميدهد. رفتار او با زندانيان وحشيانه است و برخوردهای او بيشتر به بازجويان شباهت دارد تا قاضی و در مواجه با زندانيان سياسی بازمانده از قتل عام 1367 گفته است که چرا شما زنده مانديد ؟ و چرا شما را نکشتند؟ خانم معصومه منصوری از دانشجويان امير کبير، بدليل پيگيری وضعيت پدرش آقای منصوری در آبان ماه 1386 بدستور راسخ دستگير و چندين هفته در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوين بازداشت بود. بازجويان وزارت اطلاعات و راسخ برای او پرونده سازی کرده اند خانم منصوری هفته گذشته به شعبۀ 15 فراخوانده شد و توسط فردی بنام صلواتی قاضی اين شعبه مورد محاکمه قرار گرفت . صلواتی در بدو شروع کارش خطاب به خانم ميرزائی وکيل خانم منصوری چنين گفت : می دونی که گرفتن چنين پرونده ای چقدر برای سوابق کاری تو ضرر دارد، برو پرونده مواد مخدريها را بگير توی آن پول بيشتر است . صلواتی در حين محاکمه با داد و فرياد و پرخاشگری برخورد می کرد و به خانم منصوری اجازه مشورت با وکيلش نمی داد و خانم منصوری را از کنار وکيلش جدا کرد و وادار رد که در نقطه ديگری بنشيند. رفتار صلواتی با وکيل تحقير آميز و غير انسانی بود. آقای ناصر سوداگری 11 شهريور 1386 دستگير و به بند 209 اوين انتقال داده شد او ماه گذشته مورد محاکمه قرار گرفت و به صرف شرکت در نوزدهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسی 1367 به 1 سال زندان محکوم شد. پدر آقای سودگرای هفته گذشته در گذشتند .حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد هنگامی که پدر آقای سوداگری در آستانه مرک بود اجازه آخرين وداع با پدرش به او داده نشد. ، همچنين وقتی که پدر آقای سوداگری در گذشتند به او اجازه شرکت در مراسم خاکسپاری داده نشد .حسن زارع دهنوی ابتدا به خانواده سوداگری گفته بود که اگر سندی را بعنوان وثيقه قرار دهند به او اجازه خواهد داد که در مراسم خاکسپاری پدرش حضور يابد ولی پس از چند روزدوندگی و متحمل شدن هزينه های سنگين از حضور او درمراسم پدرش ممانعت کردند. اين يکی از شيوه های غير انسانی حسن زارع دهنوی است که با وعده دادن و دواندن خانوادها و نهايتا عمل نکردن به آن سعی بر وارد کردن حداکثر فشار روحی برآنها است. لازم به يادآوری است که سازمان عفو بين الملل طی فرآخوانی که در تاريخ 2 نوامبر 2007 صادرکرد زندانی کردن خانواده های قتل عام 1367 را محکوم نمود.و در اين فرآخوان در مورد قتل عام زندانيان سياسی در سال 1367چنين ادامه ميد هد: عفو بين الملل بر اين گمان است که اين اعدامها يک جنايت عليه بشريت محسوب می شود. طبق قانون بين المللی که در سال 1988 معتبر بوده جنايت ها عليه بشريت عبارتند از حملات گسترده يا سيستماتيك عليه شهروندان، بنا به دلايل تبعيض آميز, از جمله سياسى بايد يك تحقيقات مستقل و بى طرفانه دربارة اعدام هاى 1988 صورت گيرد و تمامى مسئولان (آن) مى بايست در برابر عدالت قرار گيرند و مجازات هاى مقتضى دريافت كنند. فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، محروم کردن زندانيان سياسی برای آخرين ديدار با بستگانشان و يا شرکت در مراسم خاکسپاري، قطع داروهای آنها ،پرونده سازی و محاکمه خانواده آنها و ادامه بازداشت اعضای خانوادهای قتل عام زندانيان سياسی 1367 و پرونده سازی و مورد محاکمه قرار دادن آنها بدليل شرکت در مراسمی که بستکانشان بدستور اين رژيم به قتل رسيده اند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله برای آزادی فوری آنها است فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران 7فروردين 1387 برابر با 26 مارس 2008 |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/09ساعت 1:48 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد . در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال با نماینده هیات " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری " در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نیز گرایش رفرمیستی و راست این جنبش ( بمثابه متحد استراتژیک جریان دوم خرداد ) در جهت ایجاد تشکل کارگری در چارچوب توافق نامه سازمان جهانی و وزارت کار به وجود آورد . شخصیتهای جریان چپ جنبش کارگری به ویژه محمود صالحی از خلال تلاشها و مبارزاتشان در جهت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه توانستند به شخصیتهایی با شهرت جهانی بدل گردند و حمایت و همدلی تشکلها و نهادهای کارگری در سطح بین المللی و طبقه کارگر جهانی را به تلاشهای جنبش کارگری در ایران جلب نمایند . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری که اکنون به واسطه تحولات این سالها یکسره با نام و فعالیتها و مبارزات محمود صالحی تداعی می شود ، علاوه بر صف بندی در مقابل گرایش رفرمیستی در این جنبش که فعالیت خود را بر مبنای همکاری و سازش کار و سرمایه پی ریزی کرده بود ، توانست درک صنفی ، قشری و غیر سیاسی از " کارگر " را دگرگون سازد و چهره ای اجتماعی و فعال و دخالتگر را از خود ارائه دهد : حمایت محمود صالحی از مبارزات بخشهای دیگر طبقه کارگر در ایران و سخنرانی درتجمعات آنها ، ارسال پیام برای زنان مبارز به مناسبات 8 مارس ( روز جهانی زن ) و همچنین دانشجویان چپ و سوسیالیست توسط محمود صالحی و همین به راه افتادن موج تحرکات حول موضوعات مربوط به طبقه کارگر و ایجاد کمپینها و کمیته های حمایت از محمود صالحی و سایر فعالین و مبارزات و اعتصابات در بخشهای مختلف طبقه کارگر و جامعه و ... در امتداد چنین درک و تصویری شکل می گیرد . علاوه بر اینها ، آنچه در شهر سقز ( بمثابه یکی از شهرهای منطقه کردستان ایران ) به واسطه حضور محمود صالحی و سایر فعالین پیشرو کارگری گذشت و به برگی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری ایران و سنتی نیرومند در این جنبش بدل شد ، جنبش کارگری در کردستان را به حلقه نیرومند جنبش کارگری در ایران و بستری برای تربیت رهبران و سازمان دهندگان سازش ناپذیر چپ در این جنبش تبدیل کرد تا حدی که حافظین منافع سرمایه به تشکیل جوخه های ترور ضد کارگری در این منطقه متوسل گردیدند و فعال کارگری مجید حمیدی را در بیست و ششم مهر سال گذشته در خیابانهای سنندج به گلوله بستند تا جنبش کارگری و کلیت جامعه را از حضور این رهبران محروم کنند . همین وزنه سنگین جنبش کارگری در کردستان ، قادر است حرکت در جهت رفع ستم ملی در این منطقه را به جای اتکا بر راهبردهای ناسیونالیستی و نقشه های امپریالیستی در خاورمیانه ، با مبارزات پیشرو و سراسری جنبشهای اجتماعی در ایران حول جنبش کارگری پیوند زند . محمود صالحی و کارگران سقز در سال 1383 کوشیدند حکم جهانی طبقه کارگر در مورد اول ماه مه را در خیابانهای شهر محقق کنند. روند رو به پیش جنبش کارگری ایران از همان روز آغاز شده و ادامه دارد و باعث ایجاد فضایی برای رشد قطب چپ و سوسیالیستی در جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله جنبش دانشجویی گشته است . همین پیشروی ، حتی جریاناتی را که تحت تاثیر دوران رونق اصلاحات حکومتی در ایران و تحت عنوان " کمونیسم " و " کارگر " چشم امید به جریانات دیگر غیر از طبقه کارگر بسته بودند و نوعی رادیکالیسم ماورا طبقاتی و غیر کارگری را پایه فعالیت خود قرار داده و به جناح میلیتانت اپوزیسیون مدرنیست و سکولار ایران بدل شده بودند را نیز به حاشیه راند . ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست در جهت نمایندگی افق و سیاست پرولتری در جنبش دانشجویی و فرارویاندن این جنبش به جنبشی ضد کاپیتالیستی و متحد استراتژیک طبقه کارگر می کوشیم . ما تلاش می کنیم تا سیمای محمود صالحی و محمود صالحی های دیگر بمثابه معماران حقیقی و فروتن جامعه ای آزاد و برابر ، مبارزینی از تبار کمونارهای پاریس و کارگران بلشویک ، به جای تمثال خاتمی ها و شریعتی ها و اکبر گنجی ها و عبدالکریم سروش ها و بازرگانها و مصدقها و سحابی ها بر دیهیم جنبش دانشجویی نقش بندد . در مرحله کنونی و در ادامه روندی که آغاز شده است جنبش کارگری نیازمند سلاح اصلی خود ، نیروی منسجم و یکپارچه خود و تشکلهای توده ای و طبقاتی خود در سطح سراسری است که به اعتقاد ما کلید اصلی پیشبرد و تحقق مطالبات دموکراتیک در سطح جامعه و جنبشهای اجتماعی نیز هست . در این مسیر پرپیچ و خم و طولانی ما پیش از هر چیز به حضور و سلامت فیزیکی رفیق محمود و رفقایی مانند او نیاز داریم . اکنون بیش از هشت ماه از زندانی شدن محمود صالحی می گذرد . فشار زندان باعث وخامت جسمانی شدید محمود شده است . او علاوه بر نارسایی کلیه از مشکل قلبی که از نتایج مستقیم زندان است نیز رنج می برد . محمود صالحی با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود در چهارم فروردین ماه امسال از زندان آزاد گردد اما مسئولان قضایی و نهادهای امنیتی با پرونده سازی از آزادی وی جلوگیری کرده اند و به بهانه هایی نظیر صدور بیانیه توسط محمود صالحی در حمایت از دانشجویان چپ ، برای او مجددا قرار بازداشت صادر نموده اند . محمود صالحی نیز در اعتراض به این اقدام اقدام به اعتصاب خشک کرده و قصد دارد تا دریافت حکم آزادی خویش به این اعتصاب ادامه دهد . ما هم صدا و هم گام با رفقایمان در " شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری " اعتراض خود را به تصمیم مسئولین قضایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی می باشیم و ضمن آنکه مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی بر این فعال و رهبر کارگری را متوجه حکومت و نهادهای قضایی و امنیتی آن می دانیم ، از رفیق محمود تقاضا می کنیم به خاطر حفظ سلامت خویش از اعتصاب غذا دست بکشد . ما مسیر پر پیچ و خم و دشواری پیش رو داریم و در این مسیر به حضور ، فعالیت ، مبارزه و رهبری محمود صالحی احتیاج مبرم هست . تاریخ معاصر ایران کوله باری از مسایل بغایت دشوار بر دوش طبقه کارگر نهاده است . شاید طبقه کارگر در زیر بار این مبارزه مانند پیکر محمود صالحی خرد و مجروح شود اما اگر نمی تواند از این رویارویی دست بکشد چون در این صورت طبقه اش متلاشی می شود و همه کشور به مغاک بربریت سقوط می کند . دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران 4 فروردین 1387 |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/08ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط تیمور آزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره سازمان |
|
سازمان چریک های آزادی بخش خلق ایران با آماده کردن اعضای خود از نظر مبارزات چریکی قصد دارد در تمام جهات(نظری/مسلحانه)تا آزادی خلق قهرمان ایران با نظام سرکوبگر ج.ا به مخالفت برخیزد!
این سازمان با تحلیل موضع و هژمونی نیروهای موجود در جامعه،مرحله انقلاب آتی ایران را انقلابی دموکراتیک(با گرایشی سوسیالیستی و نه لیبرالی) می داند و حمایت خود را(با حفظ موضع سوسیالیستی خود)از نیروهای دموکرات اعلام می دارد و جامعه ای سوسیال-دموکرات را(که پیش زمینه انقلاب سوسیالیستی است)به خلق قهرمان ایران نوید می دهد ، لذا برای تقویت جبهه سوسیالیسم دست تمام مارکسیست های این مرز و بوم را به گرمی می فشارد . درود بر سوسیالیزم مرگ بر جمهوری اسلامی |
| آرشیو موضوعی |
|
تئوریک ادبیات اطلاعیه ها اخبار یادواره مبارزان اطلاعیه های سازمان |
| نویسندگان |
|
تیمور آزاد پویان معرفت جو پرویز فرجاد یوسف آذربادگان |